- چون که ما را ، ملت ابراهیمی است

در حقیقت ، فطرت ابراهیمی است

- آتش سرکش ، بهاران می کنیم

نار نمرودی ، گلستان می کنیم

- شعله های انقلاب روزگار

چون به باغ ما رسد ، گردد بهار

- رومیان را گرم بازاری ، نماند

مصریان را هم جهانداری نماند

- لشکر ساسانیان در خون نشست

رونق یونانیان در هم شکست

- در تکاپوی گذشت روزگار

تا رَوَد فصل خزان ، آید بهار

- در جهان ، بانگ اذان بوده است و هست

حشمت اسلامیان بوده است و هست

- شمس ِ دین ِ احمدی ، تابنده است

از سَر ِ "الله اکبر" زنده است

- قوم ما را رنگ ، حد نگذاشته است

ابیض و اسود ، برادر داشته است

- قطره آب وضوی قنبرش

برتر از خون هزاران قیصرش

- فارغ از اُم و اَب و اعمام باش

همچو سلمان ، زاده اسلام باش 

 

- گر نَسَب را جزو ملت کرده ای

رخنه در کار اخوت کرده ای

- در زمین ما نگیرد ریشه ات

هست نامسلم هنوز اندیشه ات

- نیست از تُرک و عرب ، پیوند ما

نیست پا بند نَسَب ، پیوند ما

 

- دل به محبوب ِ حجازی بسته ایم

زین سبب با یکدگر پیوسته ایم

- رشته ما را تولایش بس است

ذوق ما را نوش صهبایش بس است

- تاب آن می ، تا به خون ما دوید

کهنه را آتش زد و نو آفرید

- اوست رهبر ، او خدایی راع ماست

عشق او سرمایه اجماع ماست

- عشق در جان و نسب در پیکر است

رشته عشق از نسب ، محکمتر است

- امت او همچو او ، نور حق است

پرتو از خورشید تابان مشتق است

- ای فرو بسته دل اندر زاد و بوم !

نکته ای هم بشنو از ملای روم :

"نور حق را کس مجوید زاد و رود

خلعت حق را چه حاجت تار و پود ؟ "

- هر که پا در بند اقلیم جَد است

بی خبر از "لم یلد ،لم یولد" است

- ساز و برگ ما ، کتاب و حکمت است

زین دو نیرو ، اعتبار ملت است

- آن فتوحات ِ جهان ِ ذوق و شوق

این فتوحات جهان ِ تحت و فوق

- مومنان را این جمال و این جلال

هر دو اِنعام خدای لایزال

- حکمت اشیا بر انگیزاد نیست

غیر درک علت ایجاد نیست

- نیک اگر بینی مسلمان زاده است

این گُهر از دست ما افتاده است

- تا مسلمان در اروپا پا نهاد

علم و حکمت را بنا دیگر نهاد

- دانه آن صحرا نشینان کاشتند

اما حاصلش را غربیان برداشتند

...

پ . ن : اوایل اردی بهشت دوست داشتم به مناسبت سالگرد تولد علامه محمد اقبال لاهوری ، این شعر را که چندین سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کنگره ای در حسینیه ارشاد ( احتمالا به مناسبت بعثت پیامبر اعظم "ص" ) قرائت شده بود ،  بیاورم اما در گیر و دار اسباب کشی ، دفترچه اشعار برگزیده ام را گم کردم . چند روز پیش همسرم آن را یافت و من این شعر را که از نوار آن کنگره پیاده کرده بودم دوباره خوانی کردم و افسوس  خوردم که مناسبت درج آن از دست رفت .

سفر پر برکت رهبر عزیز انقلاب به دیار کردستان و بیانات مهم و موثر ایشان درباره اختلاف افکنان بین قومیتها و تاکید ایشان بر وحدت و همبستگی ، مرا به یاد این شعر زیبا انداخت که اوج هنر در تبلیغ و تقویت همبستگی اسلامی و اتحاد دینی و به بیان بهتر و دقیقتر "انترناسیونالیسم اسلامی" است .

روح اقبال و تمامی روشنفکران مسلمانی که در تنور بیداری اسلامی و اتحاد اسلامی دمیدند شاد و عمر رهبر فرزانه انقلاب که هوشمندانه در بهترین زمان ، بهترین مکان را برای سفر استانی خود انتخاب کردند به درازای آفتاب باد .

 

جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

وبلاگ نویسی هم مثل هر پدیده دیگری دچار "ریزش" ها و "رویش" ها می شود ؛ درست مثل انقلاب ها ، درست مثل دولت احمدی نژاد ، درست مثل حال و روز تک تک ما ها .

هر روز که می گذرد می بینیم وبلاگهای جدیدی متولد می شوند ، وبلاگهایی می میرند ، وبلاگهایی تنگی نفس می گیرند ، وبلاگهایی منتظر یک تلنگرند تا از خواب پا شوند و وبلاگهایی که با پس گردنی هم بیدار نمی شوند.

چند روز پیش که  سید مسعود شجاعی طباطبایی پیامک زد که وبلاگم را ببین و نظرت را بده ، با بچه ها زیر درختای جهان کودک نشسته بودیم . به مسعود گفتم فردا می بینم و دیدم . انصافا برای کسی که سالهای سال سایت داری کرده باشد و چه خوب سایت داری که با تمام کاریکاتوریستهای جهان ارتباط گرفته باشد ، چه چیزی وادارش کرده که یک وبلاگ شخصی هم داشته باشد ؟

توصیه می کنم "وصیت نامه " مسعود  را حتما ببینید و حتما این خاطره تکان دهنده اش را بخوانید . اگر نخوانید مطمئن باشید که چیز زیادی را از دست داده اید .

زایش دیگر در این ماجرا مربوط می شود به رضا امیرخانی عزیز : دو روز پیش دخترم  راحیل گفت : آقای امیرخانی بالاخره وبلاگش را - که ماهها بود فقط آرم و عنوان داشت ! - راه اندازی کرده است . امروز که به وبلاگ "ارمیا" سر زدم واقعا غافلگیر شدم .

می دانید که رمان "بی وطن" (با کسب اجازه از رضا من می خواهم بیو تن را این طوری بنویسم !) در چهارمین یا پنجمین روز نمایشگاه کتاب امسال عرضه شد و در آخر همان ایام به چاپ دوم رسید . رضا امیرخانی در وبلاگش خبر داده است که الان چاپ چهارم کتابش هم تمام شده است و چاپ پنجم آن بزودی عرضه می شود. وی همچنین از تیراژ ۲۲۳ هزارتایی کتابهایش  و فروش ۵ میلیارد ریالی آنها خبر داده است که این اتفاق در تاریخ ادبیات ایران - قبل و بعد از انقلاب اسلامی - اگر بی نظیر نباشد کم نظیر است .

در زمانه ای که تیراژ کتابها به زحمت به 5 هزار و 10 هزار می رسد و تنها با توسل به داستانهای عشقی مبتذل ( به معنی پیش پا افتاده  و عوامگرایانه ) می توان دکانی برای خود باز کرد ، مشاهده استقبال فوق تصور کتابخوانان کشورمان از رمان یک بچه مسلمان خوش قلم و رئیس دوره قبل انجمن قلم ایران که تشکل نویسندگان مسلمان کشورمان است بی اندازه شوق برانگیز و افتخار آمیز است . امروز به دوستان کیهان و ایرنا گفتم که مصاحبه ای با او در این زمینه داشته باشند که امیدوارم او پذیرفته باشد .این موفقیت بزرگ را به امیرخانی و از آن مهمتر  به ادبیات انقلاب اسلامی و کسانی که زمینه ساز چنین توفیقی شدند شادباش می گویم .

البته در کنار این رویشها ، ریزشهایی هم در محیط وبلاگ نویسی به چشم می خورد که خوب است دوستان به ریشه یابی و آسیب شناسی آن همت بگمارند و در صدد رفع آن بر آیند.

نویسندگان بسیاری از وبلاگها را دختران یا پسران جوانی تشکیل می دهند که به محض ازدواج ، نویسندگی و وبلاگ نویسی را رها می کنند! نمی دانم این موضوع از مخالفتهای همسرانشان حکایت می کند یا از شلوغی سرشان یا از بی فایده تلقی کردن این فعالیت . نمونه های زیادی الان مد نظرم هست اما فقط به وبلاگ "نازنین یار" از همکار خوب اهوازی مان خانم معین زاده اشاره می کنم که با استعداد خیلی خوبی که دارد و حتی اخیرا کتاب مجموعه اشعارش را هم منتشر کرده است ، از وبلاگ نویسی عقب افتاده است و دیگر از آن نوشته های تاثیر گذارش خبری نیست !

نویسندگان دیگری هم بعد از مدتی به نوعی سر خوردگی می رسند که البته برای من هنوز پیش نیامده اما احساس می کنم می توانم علت آن را تا حدودی درک کنم . از این نمونه ها وبلاگ خوب "پیچک سر به هوا" بود که ظاهرا موقتا تعطیل شده است .

البته برخی هم به علت گرفتاریهای کاری و تنوع شغلی و ... فرصت به روز کردن وبلاگهای خود را پیدا نمی کنند که این موضوع بخصوص برای کسانی که در شهرهای بزرگی چون تهران زندگی می کنند بیشتر اتفاق می افتد و ظاهرا چاره ای هم ندارند.

با این حال خواندن نوشته های شخصی شخصیتهای سیاسی بخصوص اگر رئیس جمهور باشد ،  نماینده مجلس باشد یا  فعال سابق سیاسی ، انقلابی باشد یا ضد انقلاب ، اصولگرای اصلاح طلب  باشد یا اصلاح طلب غیر اصولگرا ، رئیس بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران و تصادفا فرزند وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد یا یک دانشجوی عدالتخواه دیگر ، یک طلبه پر انرژی باشد یا یک جوان ایرانی لذت خاصی دارد .

پیشنهاد می کنم دوستان مختلف با هر دیدگاهی ، وبلاگ نویسی را جدی تر بگیرند و از این ظرفیت برای ارائه نظریات و اندیشه ها بخصوص با نگاه قرآنی : برای انتشار فضیلت ها و آگاهیهای سازنده بهره برداری کنند و در این راه استقامت داشته باشند و از هر بادی نلرزند و سر خم نکنند و حرف حق خود را تا آخر به بانگ بلند از این رسانه بسیار تاثیر گذار به گوش همه برسانند.

یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()